خیلی از ماها هنوز تلقی درستی از معاد نداریم. و یا شاید خیلی از ما ها هنوز به معاد ایمان کامل نداریم.و پرسشهای زیادی در ذهن مان هست که دنبال جواب برای آنها هستیم.جواب هایی که شاید زندگی ما را متحول کند.
راستی یک سوال:
آیا واقعا دلیلی برای یقین ما به معاد وجود دارد؟دلیلی که بتواند ما را قانع کند.
بسیار فکر کردم در رابطه با این موضوع تا خودم دلایل زیر را برای خودم دست وپا کردم.دلایلی که شاید بتواند ایمان وباور من به معاد را کامل کند ویقینا تاثیر گذار در زندگی من.
اما دلایل :
1 . اگر مرگ ، نقطه پایان باشد آفرینش جهان بیهوده خواهد بود ; قرآن کریم ، هدف از آفرینش انسان و هبوط او در این کره خاکى را حیات اخروى او مى داند . اگر سراى آخرت نمى بود زندگى انسان در چهار چوب دنیا محصور شده ، در نتیجه آفرینش او عبث و باطل مى شد . قرآن کریم در این زمینه مى فرماید : «أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَـکُمْ عَبَثًا وَأَنَّکُمْ إِلَیْنَا لاَ تُرْجَعُونَ; (مؤمنون/ 115) آیا گمان کردید ما شما را بیهوده آفریدیم و شما به سوى ما باز گردانده نمى شوید؟»
2 . معاد ، مقتضاى عدل الهى است:عقل حکم مى کند که باید از جهت پاداش و کیفر میان دو گروه فرمانبر و نافرمان فرق نهاد و چون این امر در دنیا تحقق نیافته ، باید جهان دیگرى وجود داشته باشد که همگان در آن دادگاه بدون استثنا حضور پیدا کنند و هم خود را از عدالت عمومى جهان آفرینش دریافت نمایند و در آن جا بین آن دو گروه جدایى برقرار گردد .
قرآن کریم در این زمینه مى فرماید : «أَفَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِینَ کَالْمُجْرِمِینَ * مَا لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ; (قلم/ 35ـ36) آیا با تسلیم شدگان چون مجرمان رفتار مى کنیم؟ شما را چه مى شود چسان داورى مى کنید؟» .
3 . معاد ، جایگاه تحقق وعده وعید الهى است ; خداوند متعال در قرآن کریم ، صالحان را وعده پاداش و طالحان را وعده کیفر داده است و چون عمل به وعده نیکو و تخلف از آن ناپسند است ، پس وفاى به آن لازم است . خداوند متعال در این زمینه مى فرماید :
«.. . وَلاَ تُخْزِنَا یَوْمَ الْقِیَـمَةِ إِنَّکَ لاَ تُخْلِفُ الْمِیعَادَ ; (آل عمران/ 194) و ما را در روز قیامت رسوا مکن که تو وعده خویش خلاف نمى کنى» .
4 . معاد ، پایان سیر تکاملى انسان است ; انسان در تمام مراحل حیاتش در یک حرکت دایم و تلاش پیوسته است ; بى آنکه ثبات و قرارى داشته باشد ; ابتدا نطفه است و سپس علقه و بعد مضغه مى شود تا آنکه چشم بر جهان مى گشاید و .. . او با این حرکت و تلاش در جستجوى چیزى است که ندارد ; باید روزى وجود داشته باشد که در آن ، بى قرارى از بین برود و باید منزلى در پیش رویش باشد که در آن ثبات حاکم باشد تا آن نقطه غایتى باشد براى این حرکت .
قرآن کریم در این زمینه مى فرماید : «ثُمَّ أَنشَأْنَـهُ خَلْقًا ءَاخَرَ فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَــلِقِینَ * ثُمَّ إِنَّکُم بَعْدَ ذَ لِکَ لَمَیِّتُونَ * ثُمَّ إِنَّکُمْ یَوْمَ الْقِیَـمَةِ تُبْعَثُونَ ; (مؤمنون / 14ـ16) آنگاه او را آفرینش دیگر دادیم ، در خور تعظیم است خداوند ، آن بهترین آفرینندگان و بعد از این ، همه شما خواهید مرد و سپس در روز قیامت زنده مى گردید» .• براى دست یافتن به «یقین » از راهها عادى و برهان هاى عقل نمى توان به نتیجه رسید ; بلکه نیاز به تزکیه نفس و حکومت از مسیر «سیروسلوک » و کشف و شهود است .
اگر خواستید بیشتر در این زمینه مطالعه کنیدمی توانید به کتاب زیر مراجعه کنید.
معاد جهان پس از مرگ،آیة الله مکارم شیرازى،ص 147ـ171
آیا «شیطان»، بعد از مرگ نیز به سراغ انسان مى آید؟
دیشب با یکی از دانش آموزانی که توی مدارس تهران با ایشون آشنا شدم صحبت می کردم .سوال جالبی را مطرح کرده بود ...
آیا شیطان بعد از مرگ ما نیز سراغ ما میاد یا اینکه فقط در این دنیا به دنبال فریب ماست؟؟؟
خیلی برای من جالب بود که یک جوان تا اینقدر به فکر شیطان البته از نوع مثبتش است.و شاید نگران بعد از مردن خود...
شاید خیلی از ماها حتی فکر این نوع سوالات نیز به ذهن مبارک مان خطور نکرده باشد.
ولی واقعاتکلیف شیطان با ما بعد از مرگ ما چگونه خواهد بود؟؟؟
خلاصه پاسخی که به ایشان دادم را اینجا خدمت همه شما عرض می کنم
حقیقت اینست که دنیا محل تکلیف است و آخرت و جهان پس از مرگ، مکان پاداش و جزاست.امیرالمؤمنین(ع)فرمود: امروز زندگى در دنیا با عمل و تکلیف همراه است و حسابى در آن نیست، ولى آخرت، روز حساب رسى به اعمال است و دیگر جاى تکلیف و عمل نیست.[ نهج البلاغه/ خ 42]
هم شیطان و هم انسان تنها در دنیا داراى اختیار هستند; بنابراین شیطان بعد از دنیا توان و اختیار وسوسه ندارد.
شیطان هنگامى که خود را مطرود نزد خداوند دید، طغیان و لجاجت را بیشتر کرد و به جاى توبه و بازگشت به سوى خدا و اعتراف به اشتباه، تنها چیزى که از خدا تقاضا کرد، این بود: (قَالَ أَنظِرْنِى إِلَى...)[ اعراف/ 14]خدایا! مرا تا پایان دنیا مهلت ده و زنده بگذار. خداوند متعال، این تقاضاى او را به اجابت رساند: (قَالَ إِنَّکَ مِنَ الْمُنظَرِین...)[ اعراف/15]به تو مهلت داده خواهد شد.
آن گاه هدف خود را از این عمر طولانى چنین بیان کرد: (قَالَ فَبِمَآ أَغْوَیْتَنِى لأََقْعُدَنَّ...)[ اعراف/ 16]اکنون که مرا گمراه ساختى! بر سر راه مستقیم تو براى آنها کمین مى کنم. تا همان طور که من گمراه شدم، آنها نیز به گمراهى بیفتند!
پس روشن شد که::گمراهى انسان در همین دنیا تحقق مى یابد، چون اراده و اختیار فقط در این دنیا وجود دارد و انسان در سایه اراده و اختیار است که اعمال خیر و یا زشت انجام مى دهد.
حالا::
آیا «شیطان»، بعد از مرگ نیز به سراغ انسان مى آید؟
نظر شما چیست؟؟؟
امسال نمایشگاه قران برخی از سولات مراجعه کنندگان آنقدر تکرار وشبیه بهم بودند که تصمیم گرفتم تا در فرصتی مناسب و دقیق آن موضوعات را مطرح کرده و بررسی کنم.موضوع زیر از آن موضوعاتی است که خیلی ها اومدند ومجهولات ذهنی خودشان را در این زمینه پرسیدند .
آیا تابحال به این موضوع فکر کردیم که فرق بهشت برزخ وآخرت چیست؟ آیا اصلا تفاوتی با هم دارند یا خیر؟
برخى تفاوت ها ی اساسی بین بهشت برزخ وآخرت::
1. بهشت برزخ موقت، ولى بهشت آخرت دائمى است. (...قِیلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ قَالَ یَــلَیْتَ قَوْمِى یَعْلَمُون...)(1)سرانجام او را شهید کردند و[ به او گفته شد: «وارد بهشت شو!» گفت: «اى کاش قوم من مى دانستند.»
این بهشت و بهشتى که در آیه 169آل عمران، شهیدان بعد از شهادت در آن وارد مى شوند بهشت برزخ است و این بهشت موقت خواهد بود، چون از آیات و روایات اینطور فهمیده مى شود که بهشت جاویدان در قیامت، نصیب مؤمنان خواهد شد. (إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِى مَقَام أَمِین * فِى جَنَّـت وَ عُیُون....لاَ یَذُوقُونَ فِیهَا الْمَوْتَ إِلاَّ الْمَوْتَةَ الاُْولَى...)(2)پرهیزکاران در جایگاه امن و امانى هستند. در میان باغ ها و چشمه ها...هرگز جز همان مرگ اول که در دنیا چشیده اندنخواهد چشید.
2. بهشت برزخ نمونه کوچکى از بهشت آخرت است.
امام على(ع) مى فرماید: القبر اما روضة من ریاض الجنه او حفرة من حفر النیران(3) قبر، یا باغى از باغ هاى بهشت، یا حفره اى از حفره هاى دوزخ است.
3. نعمت هاى بهشت برزخى به بدنى از غیر بدن عنصرى (بدن مادى دنیایى) تعلق مى گیرد; بدنى که متناسب با حیات برزخى است که به اصطلاح متکلمان به آن، بدن یا قالب «مثالى» گویندفقط آرایش و رنگ ماده را دارد ولى نعمت ها در بهشت آخرت، شامل بدن و روح هر دو مى شود .آیات بسیارى از جمله آیات سوره شریفه الرحمن بر این مطلب دلالت دارد.(4)
**********
[1]. یس، آیه 26.
[2]. دخان، آیه 51ـ56.
[3]. بحارالانوار، ج 6، ص 218.
[4]. تفسیر نمونه، ج 18، ص 354 و ج 22، ص 498
بنام آنکه جان را فطرت آموخت
تا بحال در مورد شباهت و تفاوت بین مرگ وخواب فکر کردید؟ آیا اصلا شباهتی یا تفاوتی بین شان می بینید؟خیلی از ماها به آسانی از کنار خواب عبور می کنیم بی آنکه لحظه ای در مورد آن فکر کنیم.
: مردن مثل خواب است
:همان طور که انسان در خواب متوجه چیزهایى است، در مرگ و پس از مرگ نیز متوجه چیزهاى بیشترى مى شود.
همانطورکه مرگ و خواب، شباهت بسیارى با هم دارند، ولى یک تفاوت عمده و اساسى میانشان هست که آنها را از هم جدا مى سازد و آن این که خداوند هم در مرگ و هم در خواب روح انسان را قبض مى کند، امّا در مرگ دیگر روح به بدن باز نمى گردد و دستگاه مغز انسان تعطیل مى شود، ولى در خواب، فقط بخشى از دستگاه مغز تعطیل مى شود و روح دوباره به بدن باز گردانده مى شود: (اللَّهُ یَتَوَفَّى الاَْنفُسَ حِینَ مَوْتِهَا وَ الَّتِى لَمْ تَمُتْ فِى مَنَامِهَا فَیُمْسِکُ الَّتِى قَضَى عَلَیْهَا الْمَوْتَ وَ یُرْسِلُ الاُْخْرَى إِلَى أَجَل مُّسَمًّى)(1); خداوند ارواح را به هنگام مرگ به تمامى باز مى ستاند و ارواحى را که نمرده اند نیز به هنگام خواب مى گیرد; سپس ارواح کسانى را که فرمان مرگ آنها را صادر کرده، نگه مى دارد و ارواح دیگرى را [که باید زنده بمانند]تا سرآمد [وقت]معیّنى باز مى گرداند.
پس خواب برادر مرگ و شکل ضعیفى از آن است. از امام جواد(ع) سؤال شد مرگ چیست؟ فرمود: مرگ همان خوابى است که هر شب به سراغ شما مى آید، جز این که مدّتش طولانى است و انسان از آن بیدار نمى شود تا روز قیامت.(2)
اما: چنان که انسان در خواب چیزهایى را متوجه مى شود، پس از مرگ نیز در مقیاس وسیع تر مسائل را مى فهمد. وقتى انسان مى میرد، پرده از مقابل چشمان او کنار مى رود و عالَمى فراتر از عالم دنیا را مشاهده مى کند. در آن عالَم، محدودیت هاى این عالم وجود ندارد و زمان و مکان در آن جا مطرح نیست. زندگى آخرتى در مقایسه با زندگى دنیایى، بسیار عمیق تر و پر دامنه تر است (وجاءَت سَکرَةُ المَوتِ بِالحَقِّ ذلِکَ ما کُنتَ مِنهُ تَحید * ونُفِخَ فِى الصّورِ ذلِکَ یَومُ الوَعید * وجاءَت کُلُّ نَفس مَعَها سائِقٌ وشَهید * لَقَد کُنتَ فى غَفلَة مِن هـذا فَکَشَفنا عَنکَ غِطَـاءَکَ فَبَصَرُکَ الیَومَ حَدید)(3); و سرانجام سکرات [و بى خودى در آستانه] مرگ، حقیقت را[ پیش چشم او] مى آورد[ و به انسان گفته مى شود] این همان چیزى است که تو از آن مى گریختى و در صور دمیده مى شود; آن روز، روز تحقق وعده وحشتناک است. هر انسانى وارد محشر مى گردد در حالى که همراه او حرکت دهنده و گواهى است. [به او خطاب مى شود] تو از این صحنه [و دادگاه بزرگ] غافل بودى و ما پرده را از چشم تو کنار زدیم و امروز چشمت کاملا تیزبین است.
.....
(1) زمر، آیه 42.
(2) بحارالأنوار، ج 6، ص 155
(3) ق، آیه 19 ـ 22.
بنام آنکه عقل را فطرت آموخت
مبدأ و معاد از مسائل بسیار مهمی است که در قرآن مجید بطور گسترده مطرح شده است به گونهای که حدود دو هزار آیه از آیات قرآن ( یعنی یک سوم مجموع آیات قرآن ) به معاد تعلق گرفته است و یک سوم آن نیز آیات مربوط به مبدأ میباشد.
این مطلب نشانه اهمیت مبدأ و معاد و روز رستاخیز است. مسائلی که آیات بدان پرداختهاند، از قبیل دادگاه عدل الهی، بهشت و جهنم، نامه اعمال، تجسم اعمال، معاد جسمانی، و میوههای بهشتی و... است. رمز این همه با اهمیت شمردن معاد روشن است؛ زیرا انسان در صورتی در مسیر سعادت حرکت میکند و به آن نائل میشود که به دو اصل مهم معتقد باشد نخست؛ اصل مبدأ و یکتاپرستی و دیگر، اعتقاد به معاد و بازگشت انسان به خدا.
اعتقاد به خدا، به انسان میآموزد که خداوند در همه جا و در همه حال مراقب انسان است (هُوَ مَعَکُمْ اَیْنَما کُنْتُمْ) (حدید/ 4و مجادله /7) اعتقاد به معاد، میآموزد که خداوند به تمام اسرار درونی انسان آگاه است و اعمال انسان از نظر خدا پوشیده نیست (وَ هُوَ عَلیمٌ بِذاتِ الصُّدوُر) (آل عمران/ 119) (یَعْلَمُ خائِنَةَ الاَعْیُنْ وَ ما تُخْفِی الصُّدوُر) (فاطر/ 19) بنابر آیات قرآن ، روز رستاخیز پرونده اعمال هر انسانی در دادگاه عدل الهی مورد بررسی قرار میگیرد؛ دادگاهی که نه میتوان قاضی آن را فریب داد و نه شهود آن قابل انکار است. براساس آیه شریفه «فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْراََ یَرَه وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرّاََ یَرهُ» (زلزال/ 7 و 8) و نیز آیه شریفه «وَ لا یُغادِرُ صَغیرَةََ وَ لاکَبیرَةََ اِلّا اَحْصیها» (کهف/ 49) کوچکترین و بزرگترین عمل هر انسانی مورد قضاوت حضرت حق قرار میگیرد و انسان در برابر آن مسئول است.
توجه به دو اصل مذکور سبب میشود که انسان در همه حال خدا را بر اعمال خود ناظر بداند و معصیت نکند و چنانچه از یاد خدا غافل شد شیطان بر او مسلط میشود؛ همانگونه که آیه شریفه میفرماید؛ «وَ مَنْ یَعْشُ عَنْ ذِکْرِ الرَّحْمنِ نُقَیَّضْ لَهُ شیطاناََ فَهُوَ لَهُ قَرین» [هر کس از یاد خدا روی گردان شود، شیطان را به سراغ او میفرستیم پس همواره قرین و همراه او خواهد بود!]( زخرف/36)
تا بحال به این موضوع فکر کردید که اعتقاد به معاد چه اثری می تواند روی روح وروان ما داشته باشد ؟
به نظر من مسئله معاد از مسائلی است که از همه جهات می تواند در زندگی بشر نقش اصلی را بازی کند.
نقشی که متاسفانه خیلی کم به آن بها داده شده است.
اما آثار این اعتقاد بزرگ بطور خلاصه:
1. باریابى به مقام ابرار (نیکان)
(لَّیْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لَـکِنَّ الْبِرَّ مَنْ ءَامَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الاَْخِر...)( بقره/ 177); نیکى تنها این نیست صورت خود را به سوى مشرق ومغرب کنید، بلکه نیکى آن است که به خدا و روز رستاخیز و... ایمان آورند.
2. پیش گیرى از غرور علمى و انحراف اندیشه
راسخان در علم مى گویند: (رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنکَ رَحْمَةً إِنَّکَ أَنتَ الْوَهَّاب * رَبَّنَآ إِنَّکَ جَامِعُ النَّاسِ لِیَوْم لاَّ رَیْبَ فِیهِ إِنَّ اللَّهَ لاَ یُخْلِفُ الْمِیعَادَ)(آل عمران/ 8ـ9); پروردگارا! دل هاى ما را ـ بعد از آن که ما را هدایت کردى ـ ازراه حق منحرف مگردان و از سوى خود رحمتى بر ما ببخش، زیرا تو بخشنده اى. پروردگارا! تو مردم را در روزى که تردیدى در آن نیست جمع خواهى کرد، قطعاً خداوند از وعده خودسرپیچى نمى کند.
3. رهایى از بى خبرى و گریز از آتش جهنم
(إِنَّ الَّذِینَ لاَ یَرْجُونَ لِقَآءَنَا وَ رَضُوا بِالْحَیَوةِ الدُّنْیَا وَ اطْمَأَنُّوا بِهَا وَ الَّذِینَ هُمْ عَنْ ءَایَـتِنَا غَـفِلُون * أُولَـئِکَ مَأْوَهُمُ النَّارُ بِمَا کَانُوا یَکْسِبُونَ)( یونس/7ـ8); کسانى که امید به دیدار ما ندارند و به زندگى دنیا خشنود شدند و بر آن تکیه کردند و کسانى که از آیات ما غافلند;همه آنها جایگاهشان آتش است، به خاطرکیفرآن چه به دست مى آورند.
4. گرایش به خوبى ها
(فَمَن کَانَ یَرْجُوا لِقَآءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صَــلِحًا وَ لاَ یُشْرِکْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدَ)( کهف/110); پس هر کس به لقاى پروردگارش امید دارد باید به کار شایسته بپردازد و کسى را در عبادت پروردگارش شریک نکند.
5. مقاومت در میدان جهاد
(قَالَ الَّذِینَ یَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلَـقُوا اللَّهِ کَم مِّن فِئَة قَلِیلَة غَلَبَتْ فِئَةً کَثِیرَةَم بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّـبِرِینَ)( بقره/ 249); کسانى که به دیدار خداوند یقین داشتند، گفتند: بسا گروهى اندک که بر گروهى بسیار، به اذن خدا پیروز شدند و خداوند با بردباران است.
6. پیش گیرى از مفاسد اجتماعى و اقتصادى
(ویلٌ لِلمُطَفِّفین * اَلَّذینَ اِذَا اکتالوا عَلَى النّاسِ یَستَوفون * واِذا کالوهُم اَو وزَنوهُم یُخسِرون * اَلا یَظُنُّ اُولئکَ اَنَّهُم مَبعوثون * لِیَوم عَظیم * یَومَ یَقومُ النّاسُ لِرَبِّ العــلَمین)( مطففین/ 1ـ6); واى بر کم فروشان; آنان که وقتى براى خود پیمانه مى کنند، حق خود را به طور کامل مى گیرند، امّا هنگامى که مى خواهند براى دیگران پیمانه یا وزن کنند، کم مى گذارند آیا آنان گمان نمى کنند که برانگیخته مى شوند در روزى بزرگ; روزى که مردم در پیشگاه پروردگار جهانیان مى ایستند.
چند روز قبل برای همایش وبلاگنویسان که به ابتکار خانواده مرحوم حسن آقا برگزار شده بود رفته بودم تهران. توی راه برگشت موضوعی فکر مرا درگیر خودش کرد .
سوالی که ذهن خیلی از ما ها را مشغول کرده باشه.
چرا به معاد اعتقاد داریم؟
دلیلش چی می تونه باشه؟
اصلا هیچ اثری هم در رفتار واعمال ما داره یا نه؟
البته چند وقتی است که شروع به بررسی موضوع معاد کرده ام ولی همین درگیر شدن ذهن خودم به این موضوع باعث شده که تصمیم بگیرم تا بیشتر به این موضوع بپردازم .
کسی نمی تونه شک کنه که!
از اثرات اعتقاد به معاد همین کافیه که، انسان را از گناه باز داره. خدا فراموشى معاد و روز حساب را از عوامل گمراهى مى داند. (...اِنَّ الَّذینَ یَضِلّونَ عَن سَبیلِ اللّهِ لَهُم عَذابٌ شَدیدٌ بِما نَسوا یَومَ الحِساب) (ص/ 26 )... در حقیقت کسانى که از راه خدا گمراه مى شوند چون روز حساب را از یاد برده اند عذاب سختى دارند.
جامعه اى که تنها علم و آگاهى به معاد داشته باشد، ولى آن را باور نکرده و به مرحله یقین نرسیده باشد، از انحراف، ستم و تعدّى مصون نخواهد بود. هنگامى که انسان به چیزى یقین پیدا کنه و باور داشته باشه، دیگر آن را فراموش نمى کند .یقین به معاد است که از انحرافات جلوگیرى مى کند.
داشتن عنوان مذهبى به تنهایى دلیل نمى شود که در جامعه انحرافى نباشد. در جامعه اى که اکثر مردم معاد را باور کنند، انحرافات کاهش مى یابد. نمونه آن ماه رمضان در جوامع اسلامى است، چون در این ماه مردم بیش از ماه هاى دیگر به یاد معاد هستند، میزان بزه کاری هاى اجتماعى کاهش مى یابد.
[15/2/1387- 3:24 ع] خلاصی از دست شیطان
[28/1/1387- 9:49 ص] بهشت برزخ وآخرت؟؟
[3/1/1387- 6:28 ص] مرگ یا خواب؟
[15/12/1386- 6:49 ع] یَعْلَمُ خائِنَةَ الاَعْیُنْ
[3/11/1386- 9:11 ع] آثار اعتقاد به معاد
[13/10/1386- 8:56 ص] موضوعی که ذهنم را مشغول کرد
[3/10/1386- 4:53 ع] اِنَّکَ کَادِح اِلَى رَبِّکَ
[29/9/1386- 6:34 ص] موضوع انکار معاد در قرآن
[17/9/1386- 9:19 ع] پاسخی به انکار معاد 2
[8/9/1386- 12:2 ع] پاسخی به انکار معاد
[28/8/1386- 9:34 ص] یک پرسش مهم
[16/8/1386- 9:10 ص] علت انحراف مسلمین
[30/7/1386- 12:35 ع] تفاوت بین مرد و زن
[26/7/1386- 1:39 ع] بهشتی یا جهنّمی؟
[همه عناوین(77)]
بازدید دیروز: 47
کل بازدید :44314
با عرض سلام ادب و احترام خدمت
قرآن پژوهان عزیز و وبلاگ نویسان قرآنی
« گروه پرسمان قرآنی » در نظر داردبه منظور پشتیبانی معنوی ازوبلاگ نویسان قرآنی در زمینه پاسخ به سؤالات و شبهات، همچنین در اختیار گذاشتن محتوای صحیح مطالب قرآنی از وب لاگ نویسان عزیز قرآنی ثبت نام به عمل آورد. جهت ثبت نام اینجا کلیک کنید.در ضمن شما می توانید با ارسال پرسشهای قرآنی مخاطبین خود به این گروه جواب آنها را در اسرع وقت دریافت نمایید.
